تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام موسوی قهار - احترام به پدر و مادر بخش اول

Image result for ‫احترام به پدر ومادر‬‎

قال الله الحكیم : (فلا تقل لهما اف و لاتنهر هما

:به پدر و مادر حتى اف نگوئید و نهیب نزنید(179)

قال رسول الله صلى الله علیه و آله : (بر الوالدین اءفضل من الصلاة و الصوم و الحج و المعرة والجهاد فى سبیل الله .

:نیكى به پدر و مادر از نماز و حج و عمره و جهاد در راه خدا برتر است .(180)


شرح كوتاه :

در قرآن بعد از توحید، خداوند به این موضوع بسیار دقیق یعنى نیكى به پدر و مادر را متذكر شد، و آنقدر اهمیت داد، تا جائى كه فرمود: (به آنها اف (یعنى ناخوشى ، یا تو) نباید گفت و بانگ بر آنها نباید زد و به گفتار نیك و خوش با آنها رفتار كرد.)

با توجه به نكات فوق هر نوع آزردن پدر و مادر احترام و نیكى نسبت به آنان واجب است . كسانى كه بخاطر جوانى یا احساساتى شدن و غضب احیانا موجب اذیت پدر و مادر را فراهم كردند، باید رضایتشان را جلب كنند.

كه عدم رضایت آنان موجب عواقب سوء مى شود و فرزندان آن شخص ‍بعدا با او بدى مى كنند؛ و از نظر اخروى اگر براى هر ناراحتى یك در جهنم باز شود براى كسى كه اسباب سخط پدر و مادر را باز كرد بقول پیامبر صلى الله علیه و آله : دو در جهنم باز مى شود(181)

 

1 – رضایت مادر 

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر بالین جوانى كه در حال مرگ بود، حاضر شد و فرمود: اى جوان كلمه توحید (لا اله الا الله ) بر زبان بیاور. جوان زبانش بند آمده بود و قادر بود اداى توحید نبود.

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم خطاب به حاضرین فرمود: آیا مادر این جوان در اینجا حاضر است ؟

زنى كه در بالاى سر جوان ایستاده بود گفت : آرى ، من مادر او هستم .

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: آیا تو از فرزندت راضى و خشنود هستى ؟ گفت : نه ، من مدت شش سال است كه با او حرف نزده ام .

فرمود: اى زن او را حلال كن و از او راضى باش ! گفت براى رضایت خاطر شما او را حلال كردم ، خداوند از او راضى باشد.

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم رو به آن جوان نمود و كلمه توحید را به او تلقین نمود. جوان بعد از رضایت مادر زبانش باز شد و به یگانگى خدا اقرار كرد.

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: اى جوان چه مى بینى ؟ گفت : مردى بسیار زشت و بدبو را مشاهده مى كنم و اكنون گلوى مرا گرفته است . پیامبر دعائى به این مضمون به جوان یاد داد و فرمود: بخوان : (اى خدایى كه عمل اندك را مى پذیرى و از گناه و خطاى بزرگ درمى گذرى از من نیز عمل اندك را بپذیر و از گناه بسیار من درگذر، چرا كه تو بخشنده و مهربانى ).

جوان دعا را آموخت و خواند؛ سپس پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم پرسید: اكنون چه مى بینى ؟ گفت : اكنون مردى (ملكى ) را مى بینم كه صورتى سفید و زیبا و پیكرى خوشبو و لباسى زیبا بر تن دارد و با من خوش ‍رفتارى مى كند (بعد از دنیا رحلت كرد).(182)

 

2- همنشین حضرت موسى علیه السلام  

روزى حضرت موسى علیه السلام در ضمن مناجات به پروردگار عرض كرد: خدایا مى خواهم همنشینى را كه در بهشت دارم ببینم كه چگونه شخصى است !

جبرئیل بر او نازل شد و گفت : یا موسى علیه السلام قصابى كه در فلان محل است همنشین تو است . حضرت موسى به درب دكان قصاب آمده ، دید جوانى شبیه شبگردان مشغول فروختن گوشت است .

شب كه شد جوان مقدارى گوشت برداشت و به سوى منزل روان گردید.

موسى علیه السلام از پى او تا درب منزلش آمد و به او گفت : مهمان نمى خواهى ؟

گفت : بفرمائید، موسى علیه السلام را به درون خانه برد. حضرت دید جوان غذائى تهیه نمود، آنگاه زنبیلى از طبقه فوقانى به زیر آورد، پیرزنى كهنسال را از درون زنبیل بیرون آورد و او را شستشو داد، غذا را با دست خویش به او خورانید.

موقعى كه خواست زنبیل را به جاى اول بیاویزد پیرزن كلماتى كه مفهوم نمى شد حركت نمود؛ بعد جوان براى حضرت موسى علیه السلام غذا آورد و خوردند.

موسى علیه السلام سوال كرد حكایت تو با این پیرزن چگونه است ؟ عرض  كرد: این پیرزن مادر من است ، چون وضع مادى ام خوب نیست كه كنیزى برایش بخرم خودم او را خدمت مى كنم .

پرسید: آن كلماتى كه به زبان جارى كرد چه بود؟ گفت : هر وقت او را شستشو مى دهم و غذا به او مى خورانم مى گوید: خدا ترا ببخشد و همنشین و هم درجه حضرت موسى در بهشت كند موسى علیه السلام فرمود: اى جوان بشارت مى دهم به تو كه خداوند دعاى او را درباره ات مستجاب گردانیده است ، جبرئیل به من خبر داد كه در بهشت تو همنشین من هستى .(183)

منبع سایت استاد دانشمند




طبقه بندی: قرآن،  اخلاقی،  حدیث،  مطلب ویژه مبلغین، 
برچسب ها: پدر ومادر، رضایت مادر، همنشین حضرت موسى علیه السلام، دو در جهنم باز مى شود(181)، حجت الاسلام موسوی قهار،  

تاریخ : چهارشنبه 11 شهریور 1394 | 01:53 ب.ظ | نویسنده : سید امیر حسین طباطبایی | نظرات

  • paper | کوفه | آنک بات