تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام موسوی قهار - سیاست های اقتصادی امام امیرالمومنین علی علیه السلام قسمت چهارم

سیاست های اقتصادی امام امیرالمومنین علی علیه السلام قسمت چهارم

-
7- ضرورت رشد اقتصادی :
امام علی(ع) زندگی فردی مومنان را زمان بندی کرده تا درکنار عبادت وارزش های اخلاقی به مسائل اقتصادی خود نیز رسیدگی کنند.
(قصار/390) {وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ فَسَاعَةٌ یُنَاجِی فِیهَا رَبَّهُ وَ سَاعَةٌ یَرُمُّ مَعَاشَهُ وَ سَاعَةٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَ بَیْنَ لَذَّتِهَا فِیمَا یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ وَ لَیْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ یَكُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ أَوْ خُطْوَةٍ فِی مَعَادٍ أَوْ لَذَّةٍ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ} فرمودند: مومن باید شبانه روز خود را به  3 قسم تقسیم نماید :

1-    زمانی را برای نیایش و عبادت پروردگار
2-    وزمانی را برای تامین هزینه زندگی
3-    وزمانی را برای واداشتن نفس به لذّت هایی که حلال و زیباست
خردمند را نشاید جز آن که در پی 3چیز حرکت کند . کسب حلال برای تامین زندگی یا گام نهادن در راه آخرت  یا بدست اوردن لذت های حلال .(حکمت/390)

8-    راه های رشد اقتصاد:
رشد اقتصادی در موارد زیر امکان پذیر است :
1-    تجارت و بازرگانی
2-    تولید و کشاورزی
3-    رونق طرح های صنعتی
4-    اقتصادمردمی
درخطبه ها و بخصوص نامه ها ودربرخی از حکمت ها به انواع کانال های تولید و جوانب گوناگون اقتصاد اشاره شده است .
الف : رونق تجارت :
بازرگانی و تجارت ؛ نقش عمده ای در شکوفایی اقتصاد یک جامعه دارد ؛ به طوری که بی تردید می توان گفت رابطه مستقیمی میان پیشرفت اقتصادی وتوسعه تجارت و بازرگانی است .( هرجا فعالیت های تجاری رونق داشته باشد ؛ پیشرفت اقتصادی هم زیاد می شود)
تأملی کوتاه در علل سقوط اقتصادی  برخی ازکشورهای پیشرفته امروز و در روزگاران گذشته نشان میدهدکه عوامل زیردر روپاشی اقتصاداقتصاد آنان؛ بسیار موثر بوده است :
1-    نبودن راه های تجاری و بازرگانی مناسب
2-    ناامنی در راه ها.
3-    عدم قدرت مرکزی برای  برقراری امنیت درکشور
4-    عوارض  سنگین گمرکی و مالیت های نامعقول درراه ها و گذرگاه ها .
( سِن سیمون- فیلسوف اجتماعی فرانسوی ) میگوید:
وجدان طبقاتی بازرگانان و پیشه وران از تولید و افزایش سرمایه شخصی از راه تبدیل موادّ خام به کالای مصرفی یا ازتجارت ؛ ناشی می شود و آنان از این جهت با طبقه حاکم اختلاف دارند
زیرا طبقه حاکم قدرت خود را بر انسان ها اِعمال می کنند ولی بازرگانان و پیشه وران سلطه خود را بر ماده  میگسرند. ازاین رو اینان را باید طبقه صلح طلب دانست که از وجودشان شرّ وفساد بر نمی خیزد برخلاف آنها بر انسان ها مسلط می شوند و دائم راه شرّ و سلطه جویی را می پیمایند.( الطبقات الاجتماعیه /47)
امیرالمومنین علی علیه السلام در نامه ای به مالک اشتر به تمامی این مسائل اشاره فرموده اند :
نامه 53
{ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِی الصِّنَاعَاتِ وَ أَوْصِ بِهِمْ خَیْراً الْمُقِیمِ مِنْهُمْ وَ الْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ وَ الْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ الْمَنَافِعِ وَ أَسْبَابُ الْمَرَافِقِ وَ جُلَّابُهَا مِنَ الْمَبَاعِدِ وَ الْمَطَارِحِ فِی بَرِّكَ وَ بَحْرِكَ وَ سَهْلِكَ وَ جَبَلِكَ وَ حَیْثُ لَا یَلْتَئِمُ النَّاسُ لِمَوَاضِعِهَا وَ لَا یَجْتَرِءُونَ عَلَیْهَا فَإِنَّهُمْ سِلْمٌ لَا تُخَافُ بَائِقَتُهُ وَ صُلْحٌ لَا تُخْشَى غَائِلَتُهُ وَ تَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِكَ وَ فِی حَوَاشِی بِلَادِكَ وَ اعْلَمْ مَعَ ذَلِكَ أَنَّ فِی كَثِیرٍ مِنْهُمْ ضِیقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِیحاً وَ احْتِكَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَكُّماً فِی الْبِیَاعَاتِ وَ ذَلِكَ بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ وَ عَیْبٌ عَلَى الْوُلَاةِ فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِكَارِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ( ص)  مَنَعَ مِنْه}
سپس سفارش مرا به بازرگانان و صاحبان صنایع  بپذیر وآنها را به نیکوکاری سفارش کن . بازرگانی که درشهر ساکنند؛ یا انان که همواره درسیر و کوچ کردن میباشند وبازرگانی که با نیروی جسمانی کار میکنندچراکه آنان منابع اصلی  منفعت و پدید آورندگان وسائل زندگی وآسایش و آورندگان وسائل زندگی از نقاط دور دست ودشوار می باشند. از بیابان ها ودریا ودشت ها و کوهستان  ها ؛ جاهای سختی که مردم در آن اجتماع نمی کنند ؛ یا برای رفتن به آنجاها شجاعت ندارند .
بازرگانان مردمی آرامند واز ستیزه جویی آنان ترسی وجود نخواهد داشت ؛ مردمی آشتی طلبند که فتنه انگیزی ندارند؛ درکار آنها بیندیش  چه درشهری باشند که تو به سر می بری یا در شهرهای دیگر ؛ با توجه به آن چه که تذکر دادم .
این را هم بدان که درمیان بازرگانان هستند کسانی ک تنگ نظر و بد معامله و بخیل و احتکار کننده اند؛ که تنها با زورگویی به سود خود می اندیشند و کالا را به هر قیمتی که می خواهند می فروشند که این سود جویی و گران فروشی برای همه افراد جامعه زیانبار ؛ و عیب بزرگی برزمامدار است . پس از احتکار کالا جلوگیری کن ؛ که رسول خدا(ص) از آن جلوگیری می کرد .

ب: ارزش تجارت در اسلام :
کسب و تجارت از مشاغل شریف و مورد توجه اسلام است .
حضرت امیرالمومنین علی ع می فرماید ( وسائل الشیعه/12ص4)
به تجارت بپردازید ؛ زیرا شما را ازمردم بی نیاز می کند . همانا خداوند شاغل امین را دوست دارد ؛ مغبون ؛ پسندیده نیست و پاداش نمی گیرد.
خداوند در مورد تجارت می فرماید :
(نور/37)   {رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إیتاءِ الزَّكاةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ}
حضرت امیر می فرماید : قصه پردازان دروغگو در مورد این ایه می گویند : این آیه در ستایش کسانی است  که تجارت نمی کنند . ولی دروغ گفته اند .
این آیه در شأن و ستایش کسی است که اشتغال به تجارت  ایشان را از اداء نماز در سروقت باز نمیداشت .
سپس حضرت فرمود: اینها از کسانی که به نماز حاضر شوند و تجارت نکنند برترند. ( فروع کافی/5ص75)

فضیل بن یسار می گوید : (وسائل الشیعه/12 ص7)
به امام صادق ع عرض کردم که دست از تجارت کشیده وازآن خودداری نمود ه ام .
حضرت فرمود: چرا؟ مگر عاجز از تجارتی ؟ همین طور است که اموال شما از دستتان می رود . نه ؛ تجارت را رها نکنید و با تجارت از فضل خدا کمک بخواهید .
ج: نقش تجّار و صنعتگران :
حضرت وقتی به حکومت رسیدند به تجّار و پیشه وران توجه خاصی داشتندو برکار آنها نظارت می نمودند و به استانداران خود می فرمودند غفلت از پیشه وران و تجار و صنعت گران باعث پریشانی  کشور و امت اسلامی  خواهد شد.
از آفت هایی که تجارت و صنعت را به خطر می اندازد جلوگیری می کردند لذا خود شخصا درکوچه وبازارحاضرمیشد.وبا صدای بلند نقاطضعف کارکسبه وپیشه وران را گوشزد می کرد.
حضرت نسبت به آن تجّار و صنعت گران سفارش میکردند و به استانداران خود نوشتند:  نامه 53
{ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِی الصِّنَاعَاتِ وَ أَوْصِ بِهِمْ خَیْراً الْمُقِیمِ مِنْهُمْ وَ الْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ}
سپس سفارش مرا به بازرگانان و صاحبان صنایع  بپذیر وآنها را به نیکوکاری سفارش کن . بازرگانی که درشهر ساکنند؛ یا انان که همواره درسیر و کوچ کردن میباشند
سپس ادامه میدهند و می فرمایند : (نامه/53)
{ وَ تَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِكَ وَ فِی حَوَاشِی بِلَادِكَ وَ اعْلَمْ مَعَ ذَلِكَ أَنَّ فِی كَثِیرٍ مِنْهُمْ ضِیقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِیحاً وَ احْتِكَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَكُّماً فِی الْبِیَاعَاتِ وَ ذَلِكَ بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ وَ عَیْبٌ عَلَى الْوُلَاةِ فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِكَارِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ( صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم  )مَنَعَ مِنْهُ وَ لْیَكُنِ الْبَیْعُ بَیْعاً سَمْحاً بِمَوَازِینِ عَدْلٍ وَ أَسْعَارٍ لَا تُجْحِفُ بِالْفَرِیقَیْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَ الْمُبْتَاعِ فَمَنْ قَارَفَ حُكْرَةً بَعْدَ نَهْیِكَ إِیَّاهُ فَنَكِّلْ بِهِ وَ عَاقِبْهُ مِنْ غَیْرِ إِسْرَاف} این را هم بدان که درمیان بازرگانان هستند کسانی ک تنگ نظر و بد معامله و بخیل و احتکار کننده اند؛ که تنها با زورگویی به سود خود می اندیشند و کالا را به هر قیمتی که می خواهند می فروشند که این سود جویی و گران فروشی برای همه افراد جامعه زیانبار ؛ و عیب بزرگی برزمامدار است . پس از احتکار کالا جلوگیری کن ؛ که رسول خدا(ص) از آن جلوگیری می کرد . باید خرید و فروش در جامعه اسلامی به سادگی وبا موازین عدالت انجام گیرد ؛ با نرخهایی که برفروشنده و خریدار زیانی نرساند . کسی که پس از منع تو احتکار کند ؛ او را کیفر ده تا عبرت دیگران شود اما در کیفر او اسراف نکن.

د: بازار در زمان حکومت امام ع :
درعصر حاضر تجارت محور سیاست دولت های بزرگ اسست . چون نفت و طلا و محولات کساورزی و تولیدات صنعتی ووووو به کشورهای مختلف  صادرمیشود و معمولا تجار بزرگ با دولت های متجاوزگر همدست شده و انسان ها و دولت  و جامعه را به بردگی و ذلت کششانده اند.
حضرت در نامه ای به مالک اشتر نوشتند :
تجارت سالم باعث آرامش و رضایت جامعه  است . ودستور می دهد که مالک اشترشخصا به امور تجار رسیدگی کند ( نامه/35)  { وَ تَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِكَ وَ فِی حَوَاشِی بِلَادِكَ}تا اموال تجار و صنعت گران و پیشه وران در معرض تلف و سرقت قرار نگیرد .تا مسلمانان خودشان منبع اصیل تجارت باشند و بیگانگان از این راه تسلطی بر مسلمانان پیدا نکنند.

ه : نکوهش از سودجویی :
ابی جعفرفرازی  میگوید: عائله امام صادق ع وهزینه زندگی آنحضرت زیاد شده بود. امام بفکر این افتادند که از طریق تجارت عایداتی به دست اوردند . هزاردینار سرمایه فراهم نمودند و به غلام خویش به نام (مصادف) دادند و فرمودند: این 1000دینار را بگیر و آماده تجارت شو و مسافرت به مصر داشته باش.مصادف رفت و با ان پول متاعی که قابل فروش در مصر باشد خرید و با کاروانی از تجار که همان متاع را حمل کرده بودند به سوی مصر روانه شد. همین که به شهر  مصر رسیدند قافله ای از تجار که از مصر خارج شده بودند به آنها برخورد کردند .کاروان تجاری مدینه ضمن گفتگو بامستقبلین وضع قیمت و کالای حمل شده را جویا شدند . معلوم شد متاعی که مصادف و دوستانش حمل کرده اند بازار خوبی دارد و آن متاع در مصر کمیاب است . صاحبان متاع از بخت نیک خود مسرور شدند و هم قسم شده که به سود  کمتر از صددرصد رضایت ندهند . اتفاقا این متاع مورد نیاز عموم مردم بود و ناچار بودند به هرقیمت که ست بخرند . کاروان مدینه وارد مصر شدند و متاع خود را به صد درصد سود به فروش رساندند .
مصادف با هزار دینار سود خالص به مدینه برگشت و با خوسحالی به محضر امام صادق ع رسید و 2000 دینار را به امام تقدیم نمود و گفت یکی ازاین دو کیسه 1000 دینار مایه و کیسه دوم 1000دینار سود از این صفر تجاری به مصر است .
حضرت فرمود: این سود خیلی زیاد است . متوجه شدی که چگونه این سود را بدست اوردی ؟
مصادف قضیه را تعریف کرد . امام فرمود :
سبحان الله . شما سوگند خوردید که در میان مردم  مسلمان بازار سیاه درست کردید؟
قسم خوردید به کمتر از سود خالص  مساوی  اصل سرمایه نفروشید؟
نه من هرگز چنین سودی را نمی خواهم . سپس امام یکی از کیسه ها را برداشت و فرمود این سرمایه من . و به کیسه دیگر دست  نزد.و فرمود من کاری به ان ندارم . وفرمود : ای مصاف : شمشیر زدن از کسب حلال اسان تراست .

منبع سایت استاد دانشمند





موضوع: قرآن، مطلب ویژه مبلغین، ولایت علی علیه السلام در قرآن، اهل بیت (علیهم السلام)، حدیث،
برچسب ها: سیاست اقتصادی، حجت الاسلام موسوی قهار، 3قسم، استاد دانشمند،
[ دوشنبه 23 شهریور 1394 ] [ 02:59 ب.ظ ] [ سید امیر حسین طباطبایی ]