تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام موسوی قهار پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام موسوی قهار
  • السلام علیک یا قمر بنی بنی هاشم

  • السلام علیک یا ابالفضل العباس

  • جمله مورد نظر را جایگزین نمایید

  • جمله مورد نظر را جایگزین نمایید

  • جمله مورد نظر را جایگزین نمایید

  • جمله مورد نظر را جایگزین نمایید

  • جمله مورد نظر را جایگزین نمایید

  • جمله مورد نظر را جایگزین نمایید

  • جمله مورد نظر را جایگزین نمایید

  • جمله مورد نظر را جایگزین نمایید

  • جمله مورد نظر را جایگزین نمایید

  • جمله مورد نظر را جایگزین نمایید

  • جمله مورد نظر را جایگزین نمایید

حجاب حق اولیه زن است
Image result for ‫علامه طهرانی‬‎
حقّ اوّلیّه فطرى زن، خوددارى از امور جانکاه و مشقّت بار است،
نه اینکه حقّ اوّلیّه وى آزادى در انجام این امور می باشد. حقّ اوّلیّه زن،
حجاب و پوشانیدن پیکر است از دیدگان شهوى مفسده انگیز، نه اینکه حقّ اوّلیّه وى برهنگى و خودنمائى است و بعد منع خداوندى بر این حقّ طبیعى عارض شده و جلوى آن را گرفته باشد.

علامه آیه الله حاج سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی (ره) در کتاب «رساله بدیعه: در تفسیر آیه الرجال قوامون على النساء» ذیل مبحث کلى در فلسفه حقوق زن و مرد به طور عام، ‏مساله حجاب زن و حقوق فطری آنان را چنین روایت می کند:

مخلوقات و از جمله انسان بر نوع و وجهه واحد و یکسان آفریده نشده ‏اند، بلکه در نوع انسانى از نظر نیروى جسمانى و قواى مادّى قوى و ضعیف وجود دارد؛ و نیز از نظر صفات روحى و غرایز اخلاقى و تفکّر و احساسات و عواطف؛ افراد مختلف و متفاوت دیده می شوند که انسان آمیزه‏اى است از موادّ گوناگون و صفات متعدّده و خداوند وى را به درجات استعداد و مراتب استحقاقى‏ که دارد بر این ترکیب آفریده است؛ و از جمله مرد و زن هر یک را به ویژگى‏هائى مجهّز ساخته و براى هر یک از آنها (ذکور و إناث) بر حسب ظرفیّت و گنجایش و خصائص وجودى برنامه و تکالیفى مقرّر فرموده است؛ و اگر نه چنین بود بجاى عدل، ستم شده بود و ظلم از ساحت اقدس وى به دور است.

بنابراین اگر در بعضى از امور اجتماعى مثل قضاوت و حکومت و جهاد و اختلاط با مردان و کشف حجاب و نماز جماعت و تشییع جنازه براى زنان در شرع مقدّس اسلام محدودیّت‏هائى وجود دارد، و برداشتن کارهاى سنگین و مشقّت بار از دوش بانوان، نه از جهت سلب حقّ از آنان است، بلکه اعطاء حقّ ایشان است به نحو اتّم و اکمل. زیرا خداوند متعال پس از آنکه زنان را با انواع غرائز بیافرید و با ویژگى‏هاى مخصوص شکل داد آنچه را مصحلت و شایسته شأن آنهاست در حقّ آنان مراعات فرمود؛ که همان دور ماندن از جهاد و قضاوت و حکومت و أمثال این امور است.

و این «بازداشتن»، حقّ اوّلیّه الهى است که خداوند علیم و خبیر به ایشان عطا فرموده است؛ نه اینکه حقّ اوّلیّه فطرى آنان جهاد و أمثال آن باشد و خداوند آنها را از این حقوق محروم ساخته باشد. که خداوند هیچ صاحب حقّى را از حقّ خویش محروم نساخته، بلکه به او آنچه را سزاوار تکامل اوست عنایت کرده است و بر حذر باش که آنچه را عین دادن حقّ است سلب حقّ مپندارى‏!

حقّ اوّلیّه فطرى زن، خوددارى از امور جانکاه و مشقّت بار است، نه اینکه حقّ اوّلیّه وى آزادى در انجام این امور می باشد و بعد منع خداوندى بر این حقّ طبیعى عارض شده و جلوى آن را گرفته باشد.

حقّ اوّلیّه زن، حجاب و پوشانیدن پیکر است از دیدگان شهوى مفسده انگیز، نه اینکه حقّ اوّلیّه وى برهنگى و خودنمائى است، خداوند او را از این حقّ محروم‏ ساخته و به حجاب و خانه نشینى امر فرموده است.

آرى به خدا قسم ملاک‏ها جابجا شده و در شناخت حقایق تحریف پیش آمده است، نه فقط در مرحله تکلّم و سخن بلکه در ساحت تفکّر؛ تا آنجا که گوئى خودنمائى و جلوه گرى و برهنگى و بى حجابى زن و ورود در جماعات مردان و تصدّى مناصب قضاوت و حکومت و جهاد از جمله حقوق اوّلیّه زن است و شارع از وى سلب کرده است.

و اینگونه تحریف‏ها بندگى و ذلّت حقیقى فکرى است و عبارت از برداشتن حقایق و معانى از جاى اصلى خود و در غیر جاى خود نهادن آنها می باشد. و این از بزرگترین مصائبى است که از ناحیه کفر خانمان برانداز مادّى بر ما وارد شده است؛ زیرا که بدین ترتیب نه تنها دیدگان ما را از ملاحظه ظواهر امور بازداشته است بلکه اساساً مانع دریافت حقایق امور و واقعیّات براى ما گردیده است.

و این مطلب نظائر و شواهد بسیارى در معارف و آداب ما دارد که کفر خانمان سوز مادّى لغات را از معانى واقعى خود منحرف و تهى ساخته و معانى مختلف را از جایگاه اصلى خود به در برده است، و بدین ترتیب شدیدترین ضربات را بر پیکر جامعه و فرهنگ ما فرود آورده است.

از خداوند تعالى مسألت داریم که پس از آنکه چشم ظاهر ما را به نعمت بینائى و دیدن گشود، ما را در کورى باقى نگذارد؛ و پس از اینکه چشم بصیرت ما را به ادراک حقیقت منوّر ساخت دیگر ما را در جهالت و کوردلى رها نساخته و به آراء منحطّ و ناچیز و افکار هلاکت بار خود وا مگذارد که به وبال اعمال خود گرفتار آئیم و به سرانجامى خسران بار دچار شویم. و ما را از زمره کسانى قرار ندهد که قلبشان از ذکر خداوند در غفلت است و دنباله روى هوى‏ نموده و تجاوزکارانند.

دفع این اشکال که ضعف زنان ناشى از محرومیت هایى است که به آنها اعمال شده است

علامه طهرانی سپس به یک شبهه چنین پاسخ می دهند: و اینکه بعضى بى خبران از روى جهالت و نادانى می گویند که: «نگهداشتن زن ها در خانه، و پوشانیدن آنها به حجاب و عدم اشتراک و همدوشى آنان با مردان در میدان‏هاى نبرد و دیگر کارهاى سخت و خطیر است که ضعف در قواى جسمى و فکرى زنان و عهده دارى امور کودک را براى آنها به میراث گذارده است، و این ضعف و کمبود نسبى در زنان ناشى از این محرومیت‏هاى اجتماعى و امرى اکتسابى است نه یک ویژگى غریزى و سرشتى در زنان. و در واقع ضعف و کمبود معلول آن محرومیتهاى اجتماعى و حقوقى است، نه علّت آن» سخن درستى نیست، و این اشکال به سه دلیل باطل میشود:

اوّلاً: آنچه از ضعف قواى جسمانى و کمبود نسبت به مردان در زنان مشاهده می شود اختصاص به جوامعى که زن ها با حجاب و خانه نشین و دور از کارهاى اجتماعى مردانه هستند، ندارد؛ بلکه مشترک بین آنها و سایر زنان (که در جوامع دیگر هم ردیف و همکار مردان و کارهاى مردانه هستند) می باشد؛ با توجّه باینکه همه زن ها (در همه شهرها و روستاها) بدون تفاوت بین شهرى و روستائى، هر ماه دچار حیض و عادت ماهیانه هستند.

و ثانیاً: اختلاف قوا بین مذکّر و مؤنّث تنها در نوع انسان نیست، بلکه همه اقسام و انواع حیوانات را اعمّ از صحرائى و دریائى و پرندگان در بر می گیرد؛ و چنین تفاوتى در تمام انواع حیوانات از نر و ماده به روشنى مشهود است، آیا این اختلاف در سایر انواع جانوران نیز مربوط به حجاب است؟

و اگر گفته شود که در حیوانات مادّه نیز یک نوع حجاب از طرف جنس نر وجود دارد که موجب ضعف او شده است، می گوئیم که: بنابراین حجاب امرى لازم و ضرورى است که عالم تکوین به آن اقرار دارد و هیچ حیوانى از آن مستثنى نیست؛ پس چرا ما انسان را از این قاعده عمومى کنار بگذاریم و درباره او حکم به برهنگى و بى حجابى بنمائیم. و اگر این سستى و ضعف منوط به حجاب نباشد، بنابراین در اصالت تفاوت داشتنِ مذکّر و مؤنّث بین حیوانات و انسان فرقى نیست‏.

ثالثاً: این تفاوت، ناموس و قانون کلّى آفرینش است که در همه اعضاء جهانِ مادّه اعمّ از جمادات و غیر آن سارى و جارى می باشد؛ زیرا که قوّه فعلیّه و اثربخشى - در عالم مادّه - همواره از قوّه انفعالیّه و اثر پذیرى نیرومندتر است؛ و در علم فیزیک نیز به اثبات رسیده است که مقدار نیروى پروتون متمرکز در مرکز اتم که حاصل قوّه فعلیّه مثبت است به تنهائى برابر با جمیع قواى الکترونى که بدور آن مى‏چرخد و حامل قوّه انفعالیّه منفى است، میباشد.

تفکیک اعتبارهاى طبیعى، اجتماعى و سلوکى در زن و مرد

هنگامی که بر مرد و زن از نظر اشتراک در زندگى خانوادگى در مدینه فاضله انسانى بنگریم، مى‏بینم که براى هر یک از آنها سهمى مساوىِ دیگرى از نظر نقش تنظیم و اشتراک در امور زندگى و امور اجتماعى قرار داده شده است. و اگر هر یک از مرد و زن را مجرّد از دیگرى و به تنهائى و از دید مواهب طبیعى الهى داده شده به هر یک به دیگرى مقایسه کنیم در مى‏یابیم مردان از جهت بنیه بدنى و قواى عالیه عقلانى و وسعت فکر و قدرت تدبیر بر زنان برترى دارند که:

«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَآءِ بِمَا فَضَّلَ اللَهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعضٍ؛ مردان بر زنان بواسطه برترى‏اى که خداوند یکى را بر دیگرى داده است قیمومیّت دارند.» 

«وَ لَهُنَّ مِثلُ الَّذِى عَلَیهِنَّ بِالمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَه؛ براى زنان به خوبى حقوقى است (که از طرف مردان باید رعایت شود) هم چنانکه تکالیفى نیز دارند (که بخاطر مردان باید رعایت کنند) و مردان را (در حقوق) بر زنان پایه‏اى بالاتر و افزونى است.» 

ولى اگر هر یک را از نظر سلوک و حرکت خاصّ تکاملى به سوى خداوند و لقاء او، و سیر مدارج و مراتب کمال غائى انسانى و درجات نزدیکى و قرب خداوندى در نظر بگیریم، راه روشن و طریق واضح است، که هیچ یک را مانع و دافعى (در مقابل این سیر تکاملى) نیست؛ بلکه هر یک می توانند دامن همّت به کمر زده و از ظاهر به باطن و از عالم اعتبار به عالم حقیقت و از جهل و خیال به اندیشه و تفکّر سالم و صحیح و از دنیا به عُلیا و از غیر خدا به سوى توجّه کامل به خدا و نزول در حرم قدس و حریم عزّت او حرکت کنند، تا در جایگاه صدق و حقُّ، نزد آن سلطان مقتدر و صاحب اختیار عزیز قرار گیرند. « فى مَقعَدِ صِدقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ.» 

بنگر که خداوند تبارک و تعالى چگونه هر دوى آنها (مرد و زن) را در مقابل آمرزش و غفران و اجر عظیم خود در یک درجه واحد و برابر قرار داده است:

«إِنَّ المُسلِمِینَ و المُسلِمَتِ و المُؤمِنِینَ و المُؤمِنَتِ و القَانِتِینَ و القَانِتَتِ وَ الصَّادِقینَ وَ الصَّادِقَتِ و الصَّابِرِینَ و الصَّابِرتِ و الخاشِعِینَ و الخَاشِعَتِ و المتصدّقین و المُتَصَدِّقاتِ و الصَّائِمِینَ و الصَّائِمتِ و الحافِظِینَ فِرُوجَهُمْ و الحافِظَتِ و الذاکِرِینَ اللَهَ کَثِیرًا وَ الذاکِرتِ أَعَدَّ اللَهُ لَهُمْ مَغْفِرَه وَ أَجْرًا عَظِیمًا.»

«همانا مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مؤمن و زنان مؤمن و مردان‏ و زنانى که دائماً فرمانبر خدایند و مردان راستگو و زنان راستگو و مردان پایدار و زنان پایدار و مردان فروتن و زنان فروتن و مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده و مردان روزه دار و زنان روزه دار و مردان با عفّت و خویشتن دار و زنان با عفّت و خویشتن دار و مردانى که یاد خدا بسیار میکنند و زنانى که یاد خدا بسیار می کنند، خداوند براى همه آنها آمرزش و پاداشى بس بزرگ آماده کرده است.»

و از کاملترین آیات در این معنى، گفته خداوند متعال است که: «و مَن یَعمَل مِن الصَّالِحَاتِ مِن ذَکَرٍ أَو أُنْثَى و هُوَ مُؤمِنٌ فَأُولَئِکَ یَدخُلُونَ الجَنَّه و لَا یَظْلَمُونَ نَفِیرًا؛ هر کس از مرد یا زن کارهاى نیک کند و مؤمن باشد (بر اساس ایمان کار نیک انجام دهد) این گروه بى شک به بهشت در خواهند آمد و باندازه ذرّه‏اى به آنها ظلم نخواهد شد.» 

و از آیه فوق کاملتر این آیه است: «و مَن عَمِلَ صَالِحًا مِن ذَکَرٍ أَو أُنْثَى و هُوَ مُؤمِنٌ فَأُولَئِکَ یَدخُلُونَ الجَنَّه یُرزَقُونَ فِیهَا بِغَیرِ حِسَابٍ؛ هر کس از مرد یا زن که از روى ایمان عمل صالحى انجام دهد، پس این گروه بى شکّ به بهشت در خواهند آمد و در آن بى حساب از نعمتهاى الهى روزى داده خواهند شد.» 

و صریح تر از آن و کامل تر در معنى، قول خداوند تبارک و تعالى است:

«مَن عَمِلَ صالِحًا مِن ذَکَرٍ أَو أُنْثَى و هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحیِیَنَّهُ حیاةً طَیِّبَه و لَنَجزِیَنَّهُم أَجرَهُم بِأَحسَنِ مَا کانُوا یَعمَلُونَ؛ هر کس از مرد یا زن از روى ایمان عمل صالحى انجام دهد او را حیات و زندگى پاکیزه و خوشى بخشیم و به بهتر از آنچه عمل میکردند پاداششان می دهیم.» 

که در این آیه خداوند سبحان حیات طیّبه و پاداش بهتر و برتر از آنچه را که استحقاق است، وعده فرموده است.





طبقه بندی: اهل بیت (علیهم السلام)، قرآن، مطلب ویژه مبلغین،
برچسب ها: علامه طهرانی، صدای شیعه، حق اولیه فطری زن، دیدگان شهوى، حقّ طبیعى، منع خداوندی،
 شنبه 19 دی 1394  11:19 ق.ظ    سید امیر حسین طباطبایی™